»بهترین نوع حجاب در کلام رهبر معظم انقلاب | پنجشنبه چهارم خرداد 1391
»حجاب و عفاف از دیدگاه امام خميني (ره) | چهارشنبه سوم خرداد 1391
»نظرات جالب علیرضا پناهیان درباره حجاب | جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391
»عفت از شريف ترين اوصاف نفسانی است | چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391
»دانلود سخنرانی با موضوع " حجاب و آثار آن " | دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391
»نگاه اسلام به زن در کلام علامه طباطبائی | یکشنبه بیستم فروردین 1391
»حجاب در كلام شهدا 2 | شنبه دوازدهم شهریور 1390
»جملات قصار ویژه حجاب | چهارشنبه دوم شهریور 1390
»اثرات حجاب | چهارشنبه دوم شهریور 1390
»مصاحبه با موضع حجاب با آيت الله احمدي فقيه يزدي | پنجشنبه ششم مرداد 1390
»حجاب ارزنده ترین زینت زن | چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390
»حجاب در آیین اسلام | سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390
»مفهوم واژه حجاب | چهارشنبه بیست و دوم تیر 1390
»معنای عام حجاب | شنبه هجدهم تیر 1390

سوره احزاب آیه 59 : بگو ای پیغمبر زنان و دختران خود را و زنان و دختران مومنین را که نزدیک خود کنند و فرا گیرند روپوش و چادر خود را که این چادر سر کردن زن و روسری پوشیدن او نزدیکتر است به اینکه شناخته شوند به صلاح و عفت پس به رنج نیفتند از آزار جسوران و خدا آمرزنده مهربانست.
سوره احزاب آیه 55 : نیست گناهی بر زنان که بی پوشش باشند نزد پدرانشان و پسرانشان و برادران و پسران برادران و پسران خواهرشان و در نزد زنان مومنه و بندگانشان از غلام و کنیزی که این زنان مالک آنها هستند و بترسید از خدا البته خدا بر هر چیز گواهست ( همه چیز را میداند )
سوره احزاب آیه 32 : ای زنهای پیغمبر چون شما شرافت یافتید به اینکه زن پیغمبر شدید مثل یکی از سایر زنان نیستید پس اگر پرهیزکار و ترسناک از معصیت خدا و فرمانبر دار خدا و رسول او هستید نرمی و نازکی مکنید در گفتار خود با مردان اجنبی که طمع کند در شما آنکه در دلش مرضی از امراض شهوت انگیز و بگوئید گفتاری که پسندیده خدا و رسول است.
سوره احزاب آیه 33 : و قرار گیرید در خانه های خود و اظهار نکنید زینت و پیرایه های خود را مانند اظهار و خودنمائی زنان در زمان جاهلیت.
سوره نور آیه 30 : بگو ای پیغمبر برای مومنین که بپوشند چشمهای خود را از آنچه نظر بر آنها روا نباشد و محافظت کنند عورتهای خود را از حرام ، این چشم پوشیدن و حفظ عورت کردن پاکیزه تر است برای ایشان از بی باکی البته خدا آگاه است به آنچه میکنند.
سوره نور آیه 31 : و بگو برای زنهای مومنه که آنها هم بپوشند چشمهای خود را از آنچه نظر بر آن روا نباشد و محافظت کنند عورتهای خود را از حرام و ظاهر نکنند زینتهای خود را مگر آنچه هویدا و ظاهر است از زینت چون لباس ، و باید بیندازد مقنعه های خود را بر گریبانهای خود که گردنشان پوشیده شود و ظاهر نکنند زینتهای دیگر خود را مگر از برای شوهران خود یا پدرها یا پدرشوهرها یا پسران یا پسرشوهران یا برادران یا پسر برادران یا پسر خواهران یا زنان اهل دین خود ، یا کنیزان خود اگرچه هم دین ایشان نباشند یا کسانیکه بی حاجتند به زنان ( چون ابلهان که برای طعمه در پی انسان آیند یا کودکانی ) که ( از امور جنسی ) اطلاع ندارند و باید نزنند زنان پاهای خود را بر زمین تا اینکه دانسته شود آنچه پنهان میدارند از زینت خود ( مثل خلخال و غیره که چون دستبند در پا میکردند ) و توبه کنید بسوی خدا همه شما ای گروه گروندگان شاید شما رستگار شوید .

بهترین نوع حجاب در کلام رهبر معظم انقلاب
چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانهی ملی ماست؛ هیچ اشکالی هم ندارد؛ هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخ 4 دی 1370 بیانات مهمی را در دیدار با اعضای شورای فرهنگی، اجتماعی زنان،(1) جمعی از زنان پزشک متخصص، و مسؤولان اولین کنگرهی حجاب اسلامی، به مناسبت میلاد حضرت فاطمهی زهرا(س) ایراد فرمودند که متن آن به شرح ذیل است:
بحران "خانواده " در جهان
راهحل الهی، علاج مشکلات فراوان زن و مرد
فرهنگ امپراتوری روم، پایهی تمدن امروز اروپا
فاطمه ی زهرا، در اوج ملکوت انسانی
باید گوهر انسانی در زن و مرد رشد پیدا کند
مخالفت فرهنگ غرب با خویشتنداری در مقابل آزادی جنسی
زنان غربی، تا اندکی پیش، حقوق مالی مستقلی نداشتند!
بحث پوشش زن نباید از هجوم تبلیغاتی غرب متأثر باشد
از کار زن و خانواده گرهگشایی کنید
در کنار فعالیتهایتان، سهم "خانه " را هم در نظر داشته باشید
لزوم باسواد کردن، کتابخوان کردن و آموختن روشهای کارِ داخل خانه به زنان
نقش زنان در انقلاب و جنگ، یک نقش تعیینکننده
نباید زنان به سمت تجملگرایی سوق پیدا کنند
ادامه متن در ادامه مطلب ...
برچسبها: امام خامنه ای, حجاب, بزرگان, رهبر, چادر, بهترین نوع حجاب

حجاب و عفاف از دیدگاه امام خميني (ره)
بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ، اجبار حجاب بانوان در اداره هاو سطح کشور را از اولویت های برنامه های فرهنگی نظام قرار دادند و ذره ای در این امر نرمش از خود نشان ندادند، چرا که بی حجابی و بی بندوباری را به حق ترفند استعمار برای تخدیر و به نابودی کشیدن نسل کشورها می دانستند.
بنابر این از همان روزهای اوّل انقلاب به مسئولان دولت وقت، برای جلوگیری از بی حجابی نهیب زدند: «الآن وزارتخانهها- این را مىگویم که به دولت برسد، آنطورى که براى من نقل مىکنند- باز همان صورت زمان طاغوت را دارد. وزارتخانه اسلامى نباید در آن معصیت بشود. در وزارتخانههاى اسلامى نباید زنهاى (بى حجاب) بیایند؛ زنها بروند اما با حجاب باشند. مانعى ندارد بروند؛ اما کار بکنند، لکن با حجاب شرعى باشند، با حفظ جهات شرعى باشند.» صحیفه نور ج6 32
امام خمینی (ره) چادر را حجاب برتر می دانستند و در خاطره یکی از همراهان امام راحل در «نوفل لوشاتو » میخوانیم: «در مورد حجاب هم وقتی از فرانسه آمدم، هنوز با مانتو و شلوار و مقنعه بودم. یک بار در مهران، پایم صدمه دید و من با عصا و با همان مانتو و شلوار خدمت امام رفتم تا گزارش بدهم. امام فرمودند: اگر چادر ندارید، بگویم احمد برایتان بخرد. عرض کردم: نه حاج آقا! چون به کوه میرفتم و اسلحه روی دوشم بود و فشنگ به کمرم و قمقمه به پهلویم و گاهی هم باید سهپایه تیربار را روی دوش میگرفتم، چادر سرکردن برایم دشوار بود. فرمودند: چادر برای زن بهتر است. من از آن روز چادر سر کردم.»
مصاحبهء سایت ساجد با طاهره حدیده چی
حضرت امام(ره) راحل اگر چه چادر را حجاب کاملی می دانستند ولی پوشش های مشابه چادر ـ مانند مانتو گشاد ـ که موجب مفسده نمی شود را نیز کافی می دانستند و قائل بودند که اگر قرار باشد پوشش بانوان همراه با مفسده و خلاف اخلاق باشد باید از آن در جامعه جلوگیری شود همانطور که در پاریس در پاسخ خبرنگاران و بانوان محجبی که درباره میزان حجاب در ایران از ایشان سؤال کردند؛ فرمودند: «آرى در اسلام زن باید حجاب داشته باشد، ولى لازم نیست که چادر باشد. بلکه زن مىتواند هر لباسى را که حجابش را به وجود آورد اختیار کند. ما نمىتوانیم و اسلام نمىخواهد که زن به عنوان یک شى ء و یک عروسک در دست ما باشد. اسلام مىخواهد شخصیت زن را حفظ کند و از او انسانى جدى و کارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمىدهیم تا زنان فقط شیئى براى مردان و آلت هوسرانى باشند .»
صحیفه نور ج5 294
«حجاب ایران، حجاب اسلام، همین مقدارهاست. اسلام اینجا و آنجا ندارد. لکن یک جهات خارجى گاهى در کار هست. به طورى که یک مفسدهاى باشد، یک اختلاف اخلاقى بشود، یک- عرض مىکنم- چیزهایى باشد، البته آن وقت باید جلوگیرى بشود ؛ اما اگر نباشد اینطور، و ساده باشد و مثل سایرین با سادگى باشد، نه؛ بى چادر(بامانتو) مانع ندارد.» صحیفه نور ج3 499
به فرموده مقام معظم رهبری حفظه الله؛ حضرت امام (ره) تنها بانی بازگرداندن حجاب پس از کشف حجاب به ایران بودند چنانچه ایشان فرمودند: «امام (ره) آن مرد شجاع و بی نظیری بود که مسئله حجاب را به این مملکت برگرداند. هیچ کس دیگری غیر از امام نمیتوانست این کار را بکند اینهم یکی از اختصاصات امام. اگر غیر از امام هر کس دیگر بود از همین آقایان، بزرگان، عرض میکنم که مقدسین علماء، چه وچه و چه، هیچکس جرأت نمیکرد که بگوید مردم باحجاب بیایند بیرون، امام همان ماههای اوّل پیروزی انقلاب گفتند باید مردم با حجاب بیایند.» (سخنرانی در جمع فرماندهان سپاه ـ 14/12/76 )
حضرت امام کمترین مماشات در این امر را نمی پذیرفتند و بدنه مردم را به حفظ ظاهر اسلامی کشور فرا میخواندند، چنانچه وقتی حضرت ایشان با خبر شدند که در سواحل دریا بی بندوباری و اختلاط صورت می گیرد برآشفته شده و فرمود: «براى اینکه اسلام جلوى شهوات را مىگیرد؛ اسلام نمىگذارد که بروند توى این دریاها شنا کنند. پوستشان را مىکند! ...که بعد از اینکه مى رفتند زن و مرد در دریا، زنها همان طور و همان طور مىآمدند توى شهر! مردم هم جرأت نمىکردند حرف بزنند. امروز اگر یک همچو چیزى بشود، اینها را ما خواهیم تکلیفشان را معین کرد. و دولت هم معین کرد. البته دولت [به] طورى که وزیر کشور گفتند، گفتند ما جلویش را گرفتیم. اگر نگیرند، مردم مىگیرند. مگر مازندرانیها مى گذارند یا رشتیها مىگذارند که باز کنار دریاشان مثل آن وقت باشد؟ مگر بندر پهلوىاىها (بندر انزلى) مردهاند که زن و مرد با هم در یک دریا بروند و مشغول عیش و عشرت بشوند! مگر مىگذارند اینها را؟ تمدنهاى اینها این است. آزادىاى که آنها مىخواهند همین. این جور آزادى! بروند قمار بکنند و با هم بشوند و با هم [سرگرم عیش و نوش] بشوند آزادى در حدود قانون است. اسلام از فسادها جلو گرفته. و همه آزادیها را که مادون فساد باشد داده. آنى که جلو گرفته فسادهاست که جلویش را گرفته است. و ما تا زنده هستیم نمىگذاریم این آزادیهایى که آنها مىخواهند، تا آن اندازهاى که مىتوانیم، آن آزادیها تحقق پیدا کند. » صحیفه نور، ج8، ص: 339
البته ایشان نیروهای انتظامی را برای برخورد با مظاهر بی حجابی ارجح می دانستند و در مقطعی که عده ای نفوذی و یا ناآگاه به بهانه مبارزه با بی حجابی و بد حجابی در معابر عمومی به ضرب وشتم زنان و دخترکان اینچنینی پرداخته بودند در پیامی چنین تصریح کردند:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
ممکن است تعرض به زنها در خیابان و کوچه و بازار، از ناحیه منحرفین و مخالفین انقلاب باشد. از این جهت، کسى حق تعرض ندارد و اینگونه دخالتها براى مسلمانها حرام است، و باید پلیس و کمیتهها از اینگونه جریانات جلوگیرى کنند.
روح اللَّه الموسوى الخمینى
صحیفه نور، ج12، ص: 502
13 تیر 1359/21 شعبان 1400
امام(ره) راحل کشف حجاب و ایجاد اقلیتی از زنان و دخترکان خیابان گرد را از بزرگترین خیانت های رژیم طاغوت می دانستند و آنرا از جنایات بزرگ رضا شاه می خواندند که باید در نظام اسلامی با آن مقابله شود و می فرمود: «آن شقىّ جنایتکار( رضا قُلدر) دست به یک جنایت زد و آن جنایت کشف حجاب بود؛ و به جاى اینکه نیمى از جمعیت ایران را فعال کند آن نیم دیگرى هم که نیمه مردان بود بهطور بسیار زیادى از فعالیت انداختند و این عروسکهایى که درست کردند و در همه ادارات جا دادند و در همه خیابانها راه انداختند، آنهایى که در ادارات بودند، سایر افرادى که در ادارات بودند را هم از کارهاى خودشان بازداشتند و آنهایى که در خیابانها رها بودند، جوانهاى ما را به فساد کشاندند و فعالیت جوانهاى ما را از دست آنها گرفتند.» صحیفه نور ج17 59
و در یک کلام، حضرت امام (ره)برای حفظ ارزش بانوان و به بازی گرفته نشدن شخصیت آنان در جامعه بر حجاب تأکید می کردند.و می فرمودند: «و البته باید توجه داشته باشید که حجابى که اسلام قرار داده است، براى حفظ آن ارزشهاى شماست. هرچه را که خدا دستور فرموده است- چه براى زن و چه براى مرد- براى این است که، آن ارزشهاى واقعى که اینها دارند و ممکن است به واسطه وسوسههاى شیطانى یا دستهاى فاسد استعمار و عمال استعمار پایمال مىشدند اینها، این ارزشها زنده بشود.»
صحیفه نور ج19 185
همانطور که اکنون در جوامع غربی و غرب زده شاهد لجن مال شدن زنان ومردان در برهنگی وهرزه گی با پوشش شعارهایی چون «آزادی»، «دمکراسی» و «برابری حقوق زن ومرد» هستیم، امام راحل، به عنوان اصلی ترین و حیاتی ترین خاکریز برای حفظ امنیت اجتماعی و روحی افراد جامعه و شکل گیری حیات طیبه و منع نفوذ بیگانه گان در کشور بر لزوم حجاب تأکید داشتند، تا جایی که اکثریت مردم پذیرای آن وحتّی مشوق آن شدند و تا جایی پیش رفت که مهمانان زن خارجی خود می دانند که برای ورود به حریم ایران اسلامی باید پوشیده به حداقل حجاب اسلامی باشند.. اگر چه در اواخر دولت آقای رفسنجانی و به کارگردانی دختر رئیس جمهور وقت و در وانفسای دولت خاتمی تهاجم هدفمندی بر علیه آن صورت گرفته و تا کنون نیز ادامه داشته است، ولی بر دولت مردان محترم است، همانطور که دیگر شعارهای امام راحل را در این چند ساله از محجوریت خارج کرده و إحیاء کردند، برای تداوم این دغدغه امام راحل و رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز همّت مضاعف و کار مضاعف را داشته باشند، چرا که شکست خوردگان کودتای مخملی سال گذشته، پیاده نظام خود را که از اهانت به ساحت امام راحل و بزرگنرین مقدسات چون سیدالشّهداء و عاشورا إبا نداشتند را برای حریم شکنی حجاب و ترویج بی بندو باری به صف کرده اند.
برچسبها: امام خمینی, حجاب, عفاف, دیدگاه, صحیفه

نظرات جالب علیرضا پناهیان درباره حجاب ؛ مد و فشن ؛ و طرح امنیت اجتماعی
معتقدم که وجود قوه قهریه در جامعه لازم است و فلسفه وجود آن هم بکار گرفته شدن آن در برخی موارد است اما اینکه آیا حرکت نیروی انتظامی بعد از کار فرهنگی صورت گرفته است یا خیر مسأله دیگری است. بسیار روشن است که چنین اتفاقی رخ نداده و کار فرهنگی مناسبی در این زمینه انجام نشده است
حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان یکی از وعاظی است که توانسته با تکیه بر ادبیات و نگاه متفاوتش، ارتباط خوبی با جوانان برقرار کند و در مدت نزدیک به 15 سال فعالیت تبلیغی جوانان زیادی را به مجالس وعظ و خطابه بکشاند. پناهیان با حضور مؤثر خود در دانشگاه ها توانسته به جوانان زیادی جنبش و جوش تعمق دینی را منتقل کند که این امر او را به یک روحانی مشهور در تبلیغ مفاهیم دینی تبدیل کرده است. پایگاه خبری برنا با او درباره طرح امنیت اجتماعی، مسأله حجاب و مسأله ارتباط جوانان و روحانیت و ... به گفت و گو نشسته است که می خوانید:
اگر شما مسئول نیروی انتظامی بودید چگونه طرح امنیت اجتماعی به خصوص در بخش مبارزه با بد حجابی را اجرا می کردید؟
به طور مطلق نمی توان در مورد این شیوه از عملکرد نیروی انتظامی در برخورد با مسائل اجتماعی صحبت کرد. معتقدم که وجود قوه قهریه در جامعه لازم است و فلسفه وجود آن هم بکار گرفته شدن آن در برخی موارد است اما اینکه آیا حرکت نیروی انتظامی بعد از کار فرهنگی صورت گرفته است یا خیر مسأله دیگری است. بسیار روشن است که چنین اتفاقی رخ نداده و کار فرهنگی مناسبی در این زمینه انجام نشده است. بسیاری از سازمان ها و نهادهای فرهنگی که در این باره مسئولیت دارند باید پاسخگو باشند. بنده معتقدم باید یک بررسی اجتماعی دقیق از ریشه این بزه های اجتماعی صورت بگیرد و حداقل به ریشه ها هم، هم عرض سرشاخه ها پرداخته شود.
به نظر می رسد در بسیاری از موارد جوانانی که توسط نیروی انتظامی در طرح امنیت اجتماعی به خاطر حجاب مورد بازخواست قرار می گیرند. رفتارهای غلط و نادرست برخی از پرسنل نیروی انتظامی را که به خشونت متوسل می شوند به حساب اسلام می گذارند و در ناخودآگاه نسبت به اسلام موضع می گیرند و دچار شریعت گریزی می شوند. این حقیقت را چگونه ارزیابی می کنید؟
بنده از یک جوان دانشجویی خبردارم که به تازگی درسش را در خارج از کشور تمام کرده بود و به کشور برگشته بود. این جوان با خواهرش برای تفریح به یکی از پارکهای تهران رفته بودند و احتمالا خواهرش وضع حجاب درستی نداشته است. این جوان، جوان فعال و خوبی بود اما نه به گونه ای که از دور معلوم باشد که مذهبی است. در این جریان افرادی که ظاهرا از نیروهای انتظامی نبودهاند با ایشان برخوردی داشته اند و از اینها سوال کردند که شما با هم چه نسبتی دارید و چند سوال مشابه دیگر و بالاخره بحث و جدل بالا کشیده بود و رفتار های تندی با این جوان شده بود. این جوان پیش بنده آمد و قضیه را برای من تعریف کرد و بنده هم با توجه به روحیه انصافی که در او سراغ داشتم سعی کردم توضیحاتی بدهم و چند نکته را برای او بازگو کردم اما در ذهن این جوان به خاطر این گونه برخوردها یک نگاه منفی نسبت به دین شکل گرفته بود که بسیار باعث تاسف شد و با خودم آرزو کردم ای کاش حتی یک مورد از اینگونه اشتباهات هم رخ نمیداد تا ما حتی یک مورد از امثال این بازتابهای منفی را نداشتیم.
اما بالاخره این برخوردهای نیروی انتظامی فوایدی هم دارد مثل این که جلوی برخی هوس رانی ها در جامعه گرفته می شود و این نکته مثبتی است. در هر حال هر دو گزینه در ذهنم می آید یعنی کار فرهنگی و برخورد جدی و انتظامی اما اگر می توانستم به مسئولین نیروی انتظامی دسترسی داشته باشم دوست داشتم که به آنها بگویم برای کاهش بار منفی اقدامات اینچنینی باید هزینه های بسیاری پرداخت از آموزش دان نیروها تا برنامه ریزی های متعدد برای کار فرهنگی؛ اما چند پیشنهاد اساسی به ذهنم می رسد که شاید بتواند آثار منفی را کاهش دهد یکی اینکه با جریان های اصلی که فساد را در جامعه ترویج می کنند برخورد شود و دیگر اینکه به کار فرهنگی متناسب نیز پرداخته شود. به عنوان مثال نیروی انتظامی قبل از اینکه بخواهد در معابرعمومی با بعضی از مردم برخورد کند حداقل یک سال کار فرهنگی انجام دهد و در این مدت چند سریال خوب بسازند که در این ها به شیوه هنرمندانه نیروی انتظامی را محبوب و منطقی جلوه بدهند و نجات بخش بودن برخی از عملکردهایشان را برای مردم نمایش بدهند و بعد با یک موقعیت اجتماعی بهتری حرکت خود را انجام دهند . ما باید به افکار عمومی احترام بگذاریم و حتی اگر کار درستی انجام می دهیم با ید به فکر اقناع افکار عمومی باشیم ما نباید تمام بار فهم فعالیت هایمان را به دوش افکار عمومی بیاندازیم. یکی دیگر از مسائلی که در مورد طرح اخیر نیروی انتظامی به نظر می آید نام "گشت ارشاد" است که به نظر نامناسب می آید. ارشاد اساسا یک کار پلیسی نیست و این اجرای قانون و ایجاد نظم است اصالتا یک کار ارشادی نیست. در ماشین "گشت ارشاد" باید چند کارگردان نشسته باشند و ببینند چگونه باید مردم را به وسیله هنر ارشاد کرد. ضمن اینکه نمیتوان فعالیت های نیروی انتظامی را به صورت مطلق نفی کرد چون حرکت نیروی انتظامی میتواند جلوی برخی مفسدان و سوء استفادهچیهای حرفهای را بگیرد. ولی باید اذعان داشت که برنامهریزیهای مقدماتی فرهنگی، اقدامات فرهنگی پیش گیرانه و برخورد با ریشهها و علل برای انجام این اقدامات بسیار مهم است و مردم همه باید در جریان این مجموعه باشند طبیعتا مردم وقتی فعالیت در یک شاخه را ببینند برایشان بازتاب منفی خواهد داشت.
به نظر شما روشهای انتظامی که فقط می تواند به اصلاح وضع ظاهری در کوتاه مدت منجر شود تا چه میزان کارآمد است و آیا برنامه ریزی های بلند مدت که شاید نتوانند در کوتاه مدت اثر ظاهری داشته باشند تأثیر بیشتری ندارند؟
بنده در امر حجاب حتی با برنامه هایی که در کوتاه مدت جواب می دهد به شرایطی موافقم به دلیل این که در همین کوتاه مدت فرصتی برای بازگشت به فطرت پدید می آید و در این فضای به ظاهر سالم فرصتی برای ارتقای اندیشه پدید می آید که انگیزه های فطری در مورد حجاب برانگیخته شود و نباید اصالت فطری را فراموش کنیم. این اجبار با هر اجبار دیگری فرق می کند. اگر اجبار خلاف طبیعت باشد پتانسیلی را علیه خودش مخفی می کند و بعد از جای دیگر سر باز خواهد کرد. اما چگونه عمل کردن مهم است و هر نوع اجباری معلوم است که جواب نمیدهد.
منظور شما فطرت است یا طبیعت، به نظر می رسد که طبیعت زن اقتضای خود نمایی دارد؟
بنده طبیعت و فطرت را در اینجا به یک معنا میگیرم نمیخواهم فعلا به تفاوت آنها نگاه کنم. طبیعت و فطرت زن در مجموع اقتضای خودنمایی به معنای بی بندو باری ندارد. خودنمایی زن بسیار حساب شده و هدفمند است و با دیگر روحیات مثبت او هماهنگ عمل میکند که معمولا منجر به بیبندوباری نمیشود. اصل وجود خودنمایی در زن هم نباید به فساد و هرزهگی تفسیر شود. باید جهت پیدا کند و معمولا هم جهت پیدا میکند.
در هر حال اجبار در برخی از موضوعات ارزشی که جنبه حقوق عمومی دارند تحت شرایطی جایز است. به عنوان مثل اگر راننده ای به صورت مدام و نابجا از بوق استفاده کند و باعث سلب آسایش دیگران شود نیروی انتظامی حق دارد با آن برخورد کند. این مسئله سلب آسایش عمومی را در برخی از موضوعات ارزشی هم می توان مشاهده کرد مانند می گساری علنی در جامعه. با می گساری علنی به دلیل این که صرفا یک حکم دینی است برخورد نمی شود بلکه به این دلیل با این رفتار مقابله می شود که یک نوع تعدی به حقوق اجتماعی از نظر فرهنگی و روانی است.
آیا این امر را با احکام غیر تعزیری اسلام مانند حجاب برابر می دانید؟
بحث بنده در مورد احکام تعزیری و غیر تعزیری نیست سوال بنده این است که آیا قوه قهریه می تواند در جایی که حقوق دیگران ضایع می شود وارد عمل شود و بازدارنده باشد یا خیر؟ اگر قوه قهریه حق ورود در چنین مسائلی داشته باشد و به همین دلیل میتواند با مردم آزاری یک وسیله نقلیه مقابله کند آنگاه می تواند در برخی عرصه های فرهنگی و ارزشی نیز به همین مجوز وارد عمل شود. نمونه های این کار را در کشورهای دیگر دنیا هم می بینیم. مثلا قانونی در برخی از کشورهای غربی وجود دارد که تا چند صد متری مسجد، کنیسه یا کلیسا حق احداث انواع عیاشخانه وجود ندارد چون دولت می داند که برای ایجاد آرامش در فضا باید مانع اخلال فضای خوش گذارانی غیر معنوی در فضاهای معنوی شود تا آرامش از بین نرود. حتی در برخی ممالک شراب خوری علنی ممنوع است در جامعه ما هم همینطور است اگر ما برخی مسائل را می خواهیم کنترل کنیم به خاطر بعد تعدی حقوقی است که دارد نه صرف ارزش های دینی. بنده به دلیل صیانت از دین نیست که با بخشی از کارهای نیروی انتظامی موافقم بلکه به دلیل برخی از امور که مربوط به حوزه حقوق عمومی است قائل به این فعالیت ها هستم. لزوما نباید این کارها را به نام ارزشهای اسلامی انجام داد.
بارها خدمت مسئولین محترم آموزش عالی هم عرض کردم که مثلا اگر در کمیته انضباطی در دانشگاه ها به کسی به خاطر بد حجابی حکمی داده می شود نباید در حکم بنویسند به خاطر عدم رعایت شئونات اسلامی بلکه باید بگویند به خاطر عدم رعایت شئونات دانشگاهی و الا نماز از حجاب بالاتر است اما به چه دلیل است که ما نماز را یا مثلا نماز جمعه را اجباری نمی کنیم و اگر کسی مخفیانه مرتکب گناه شود حتی حق تجسس و افشا نداریم. پس ما به خاطر حفظ مطلق ارزش ها نیست که از شیوع برخی رفتارها جلوگیری می کنیم بلکه به خاطر مسئله حقوق عمومی است. بنده بر اساس مبنای خودم دخالت قوه قهریه را در برخی از امور فرهنگی که ظاهر ارزشی دارند مجاز، بلکه لازم می دانم اما نه به خاطر حفظ و صیانت ا زدین بلکه به خاطر صیانت از حقوق عمومی و تبعا روشن است که دین با زور حفظ نمی شود.
با این رویکرد می توان محدودیت هایی که دولت هایی مثل فرانسه و ترکیه برای استفاده از حجاب در دانشگاه ها طرح کرده اند را توجیه کرد. آن ها نیز برای حفظ نظم عمومی و عدم تعدی به حقوق دیگران این قوانین را وضع می کنند.
آن ها دارند مبنای غلطی را تعریف می کنند و غلط هم اجرا می کنند. مثلا اگر کسی یک عمامه هندی بر سرداشته باشد و مظهر دین هندو باشد با او مخالفتی نمی کنند و بسیاری از مظاهر دینی دیگر را آزاد گذاشته اند و در قانون اساسی هم نوشته اند مسئله پوشش آزاد است اما همین که این پوشش رنگ اسلام را می گیرد با آن مخالفت می کنند و با تبعیض عمل می کنند ضمن این که ما در جامعه خودمان نگفته ایم که جلوی مظاهر ادیان دیگر را می گیریم.
آیا انتهای این مسیر به حجابی که مد نظر اسلام است منتهی می شود یا خیر؟
اگر نشود هم مهم نیست به خاطر این که حجابی را که اسلام می خواهد با نیروی انتظامی نمی تواند تامین شود. او می تواند مقابل برخی از بیبند و باریها در حجاب را بگیرد. همانطور که عرض کردم احتیاج به نگاه درست و کار فرهنگی مناسب است بعضی از اوقات نگاه غلط عملکرد خوب را هم زیر سول می برد وقتی در کنار این فعالیت حداقل کارفرهنگی انجام نشده است طبیعتاً بازتاب منفی در پی خواهد داشت اما بنده اصل این حرکت را در شرایط و موقعیت خود و با نگاه درست نمیتوانم به طور مطلق نفی کنم.
آینده مسئله حجاب به کجا خواهد رسید؟
اگر مقدمات فرهنگی را پیش بینی نکنیم و اقدامات شایسته را انجام ندهیم و خودمان با برنامه های فرهنگی که به جامعه وارد می کنیم همیشه نقش مخرب در زیر ساخت های فرهنگی داشته باشیم در نتیجه موقتا در امر حجاب شکست خواهیم خورد. چون بعدا کسانی میآیند و عاقلانهتر از این ارزش دفاع میکنند و مردم هم استقبال خواهند کرد. چون حجاب یک ارزش فطری عقلانی است یعنی یک ارزش دینی. و اگر حجاب یک حکم اسلامی و یک ارزش فطری نبود همین الان همین حداقل را هم نداشتیم.
همین الان هم اگر شکست نخورده ایم نه به دلیل این است که اقدامات حساب شده ای داشته ایم بلکه به این دلیل است که مردم وقتی به فطرت اسلامی و فرهنگ بومی خود رجوع می کنند حجاب را می یابند به نظر بنده این مقدار حجابی که در جامعه ما وجود دارد معجزه است و علامت اوج رشد فرهنگی جامعه ماست مگر ما چه خدمتی برای حجاب کرده ایم ، ما چه خدمت شایستهای به بیان فلسفه، آثار و فواید روانی این حکم انجام داده ایم کدام بیان زیبا را داشته ایم و این مقدار حجابی که در جامعه ما وجود دارد بیشتر ناشی از فطرت پاک زن ها و ارتباط معنوی آن ها با مسئله حجاب است و الا ما خدمت چندانی نکرده ایم.
امروزه حتی نسبت به اول انقلاب هم وضعیت حجاب ما وزینتر است برای اینکه در آن زمان جو اول انقلاب اقتضای حجاب میکرد ولی الان آن جو نیست بلکه کمی جو ضد حجاب هم هست، پس این مقدار حجاب موجود چیزی جز یک معجزه معنوی نیست ما حتی یک فیلم خوب در خدمت حجاب و بنیاد خانواده نداریم. بله اگر اقدامات ریشهایتر صورت نگیرد کمکم چهره حجاب که به سهولت میتواند در جامعه محبوب باشد مخدوش خواهد شد.
چگونه فکر می کنید حل معضل حجاب مسئله ای سهل است با اینکه 30 سال از انقلاب میگذرد و تلاشهای بسیاری برای ساماندهی این امر شده است هنوز با مشکل مواجهیم آیا شما راه حل سادهای برای این کار سراغ دارید؟
اولا حجاب پیچیدگی ها و ظرافت هایی دارد که بیشتر از کلام باید از هنر برای تبیین آن استفاده کرد. فیلم های خارجی ای وجود دارد که حجاب را خیلی بهتر از ما به تصویر کشیده اند. و امروزه ما ابزار فرهنگی خوبی داریم و باید از آن ها استفاده کنیم و بار را به دوش کلام و خطابه نیاندازیم که تقسیم کاری غیر منطقی است. ثانیا بسیاری از اوقات پرداختن مستقیم به بحث حجاب مانند این است که از وسط بحث شروع کرده باشیم و انسان عاقل هیچگاه از وسط بحث شروع نمی کند. حجاب به سهولت قابل توسعه است ولی باید از خانواده و بحث های مربوط به روابط و عواطف و ضوابط خانوادهگی شروع کنیم. بحث های خانواده و رابطه زن و مرد در جامعه ما به خوبی مطرح نمی شود و ما می خواهیم از سرشاخه ها ایراد بگیریم وقتی که در جامعه ما یک نوع فرهنگ غربی در برخی از شئون خانواده نفوذ کرده باشد و هیچکس جرأت نزدیک شدن به آن ها را نداشته باشد نتیجه ای غیر از این نخواهیم دید. باید اول از خانواده شروع کرد و مناسبات خانوادگی را درست کرد. باید محبت پدر به دختر ، پدر به همسر و احترام مادر به پدر و اطاعت فرزند از پدر در خانواده دیده شود تا خودبخود بی حجابی رفع شود. اما وقتی که ریشه درست نشده است و ما توقع درست شدن سرشاخه ها را داریم طبیعی است که به نتیجه نمی رسیم باید دانست که برخورد مستقیم با مسئله حجاب نه تنها از طریق قوه قهریه راه حل اصیلی نیست و بر اساس ضرورت ها لازم می شود بلکه برخورد تبلیغاتی مستقیم با حجاب هم اصیل نیست ما باید مقدمات حجاب در جامعه را ترویج دهیم و آن وقت حجاب به عنوان یک نتیجه سهل خود را نشان خواهد داد.
ترویج مدگرایی و" فشن" در زمینه حجاب که اخیرا در کشور وسعت گرفته است را چگونه ارزیابی می کنید؟
ضمن این که بنده مدگرایی را برای حجاب با فلسفه آن تا حدودی مغایر می دانم ولی معتقدم نباید از احکام اسلامی پا را فراتر گذاشت حجاب اگر حجاب باشد اصلش تامین شده است و اگر درخودش مدهایی داشته باشد که صرفا مغایر با برخی از آداب حکم حجاب باشد ولی با خود حکم مغایر نباشد اشکال چندانی نخواهد داشت یعنی نیازی به برخورد قانونی ندارد. و شاید بتواند در مقطعی به جا انداختن مسئله حجاب کمک کند و بحران بدحجاب را کاهش دهد. مگر همین چارد ملی محصول یک مد در حجاب نیست که امروزه به عنوان یک الگو در آمده است ضمن این که مدگرایی در زمینه حجاب با حفظ فلسفه حجاب تنوع چندانی نمی تواند داشته باشد و برخی از این تنوع ها هم لطمه نمی زنند. اما به هر صورت معتقدم که مدگراییهای رایج تا حدودی با فلسفه حجاب مغایر است. مدگرایی ممکن است به فرهنگ اخلاق و آداب حجاب لطمه بزند اما به عنوان یک راهبرد کارآمد در سطح جهانی است.
اقبال نسبت به منبرهای شما بر اساس ادبیات متفاوتی بود که حضرتعالی در منبرها به کار میبردید آیا شما مواظب هستید که منبرهای شما به تکرار نیفتد؟ ارزیابی خودتان چیست؟ آیا به روشهای تازهای برای ارتباط با مخاطب فکر کردهاید؟
اگر چه فعالیت در فضای افکار عمومی با توجه به وضعیت پویا و متحرکی که در زمینه ادبیات و سطح افکار نیاز به تسلط بر شیوهها و روش های گوناگون دارد اما باید به چند نکته بسیار مهم توجه کرد. در زمانی که بنده ارتباط تبلیغی خود را با مخاطبان آغاز کردم دنبال روش خاصی که برای آنها نقش بازی کنم نبودم شاید این اقتضا میکرد از هیچ روش خاصی تبعیت نکنم و به زبان خودم . به زبان مردم با مردم حرف بزنم و اگر ارزشمند ترین قشر جامعه برای تبلیغ دین جوانان هستند با آنان صحبت کنم. نتیجه آن این سبک حرف زدن شد.
اما معتقدم آنچه باعث اقبال شد فقط زبان و ادبیات نبود. امروزه دیگر رواج دارد و زیادند کسانی که با ادبیات محاوره ای با مردم صحبت می کنند و جوان ها هم حرف آن ها را خوب می فهمند و اتفاق فوقالعادهای هم نمیافتد. چون باید به معانی هم توجه داشت. هر کسی که از اصطلاحات محاوره ای مانند "عزیز دلم" و یا "حالشو گرفت" استفاده کند سخنش نمی گیرد. بنده توجه کردم که جوانان به مغز کلام بیشتر توجه دارند اینکه در کلام لطیفه بگویی یا نه کمتر مورد توجه آنان است. فکر می کنم اگر صحبت های بنده مورد توجه واقع شده دردهای جوانان بوده است که در اندازههای درکشان برای آنها بیان شده است. جوانها مایلند برای پرسشهای معلوم و نامعلوم خود پاسخهای دقیقی بیابند آنهم به گونهای نظام مند که ساختار فکری آنها را شکل دهد. و معمولا بسیار هوشمندانه هم قضاوت میکنند نباید عامل اقبال آنها را در حد زبان و ادبیات پایین آورد.
البته بنده برای اینکه ادبیات خود را به روز نگه دارم همیشه در فضاهایی با جوانان به گفت و گو و گعده دوستانه پرداختم و در رفقای من بعضی ها بوده اند که اینقدر به شیوه" لاتی" صحبت می کردند که من در سراسر گفتگو غرق جریان چگونگی تفاهم و انتقال معانی در بین آن ها می شوم که اگر بنده بخواهم بالای منبر کمی آسوده تر صحبت کنم و خودم را رها کنم خیلی بیشتر از اینها باید" لاتی" حرف بزنم و قدرت این کار را دارم که با ادبیات عامه حرف های دین را بزنم ولی یک سلسله عوامل اجازه این کار را نمی دهد. قبلا بنده فرصت و فراغت بیشتری داشتم و راحت یک گوشه ای برای خودم حرف می زدم بعدا که کار گرفت نقادی های منصفانه و اکثرا غیر منصفانه شروع شد که مجبور شدم یک سری از آداب را رعایت کنم. چون خود این شهرت موقعیتی را ایجاد کرده است که باید رسمیتر صحبت کنم. و وقتی که رسمیتر صحبت کنم جوانی که می خواهد راحتتر مطالب را بشنود فاصله می گیرد. بنده بالای منبر آن جوان را می بینم و می فهمم که باید با او ارتباط برقرار کنم اما نمی توانم چون آناً تبدیل به تکه کلام میشود و یا با استفاده از "بلوتوث" ها پخش می شود و اعتراضات دیگران را بر می انگیزد. به من صریحا می گویند دیگر برای تو بد است که اینگونه صحبت کنی، محاسنت دارد سفید میشود و یا ... .
مسئله بعدی که وجود دارد این است که گروهی از مخاطبان بنده که آن زمان برای آغاز توجه به برخی از ادبیات و طرح برخی از مسائل داشتند امروز فشار می آورند که ما برای ادامه راه چه کار کنیم؟ و آن ها دیگر امروز به هیچ وجه به ادبیات جوان پسند بنده احتیاج ندارند و به مغز کلام صرفا توجه دارند. این افراد ده پانزده سال با پناهیان بوده اند و الان انتظاراتشان تغییر کرده است و آن وقت این افراد وقتی کنار افرادی می نشینند که تازه آمده اند انتخاب برای بنده سخت می شود و بنده میان اینکه با شیوه 15 سال پیش صحبت کنم یا برای افرادی که 15 سال با آن ها بوده ام حرف بزنم مردد می شوم.
نکته بعدی این است که خواص جامعه را با مسائلی مواجه می بینم که باید خود خواص را بیشتر مخاطب قرار دهم زمانی ضرورت دارد که با عموم جامعه صحبت کنم ولی گاهی لازم است با خواص صحبت کنم و نمی توانم از این کار منصرف شوم. مثلا مجبور می شوم چند روز کاری را صرف صحبت با طلبه هایی کنم که می خواهند مبلغ شوند و وقتی که می خواهم با این طلبه ها صحبت کنم طبیعی است که عامه با من ارتباط برقرار نکنند. وقتی به بنده گفته می شود که اگر 20 نفر مبلغ قوی تربیت کنی بهتر از این است که این طرف و آن طرف بروی بنده مجبورم مبنرهای خود را کم کنم و به بحثهای دیگر بپردازم و یا به طراحی راهبردهای فرهنگی برای توسعه معنویت در جامعه بپردازم. همه پیز که با سخنرانی درست نمیشود. اگر بنده بتوانم یک نظام فکری را به برخی مسئولین فرهنگی پیشنهاد بدهم این کار را در جای خود ترجیح می دهم تا اینکه منبر بروم.
در مجموع بنده روش و محتوای منابر را تقسیم می کنم بعضی وقت ها صحبتی می کنم که به درد جوانهای قدیمی بخورد و بعضی اوقات صحبتی که مناسب جوانان تازه وارد باشد.در ضمن بنده اشتقالاتی در زمینه نویسندگی هم پیداکرده ام که انشاالله ماحصل آن به زودی درمعرض دید افکار عمومی قرار می گیرد. هر چند عموم فعالیتهای بنده از سر علاقهمندی است و الا لیاقت کافی برای خدمت به دین را ندارم و باید خدا توفیق و اثر بدهد.
دفتر هنر و ادبیات دانشجو چیست و به چه قصدی این دفتر را راه اندازی کرده اید؟
معتقدم در عرصه هنر نیاز به برخی تجربه های موفق دینی داریم و برخی از افراد می توانند با خلاقیت های خود دایره این تجربه های خوب را توسعه ببخشند. ما می خواهیم در عرصه هنر زمینهای را ایجاد نماییم که اثر گذار باشد. اگر بتوانیم برخی از نمونه های خوب را تولید کنیم وضع بهتری ایجاد خواهد شد.
هدف دیگر این است که بتوانیم تا حدی اندیشه ای را که بتواند از هنر دینی پشتیبانی کند تقویت کنیم و بحث های نظری درباب هنردینی را تئوریزه کنیم. و تا حدی کار نقد محتوایی را رونق بخشیم. البته ادعایی هم نداریم و در حد توان خود و دوستانی که با هم مشغول هستیم تلاش خواهیم کرد.
ارزیابی شما از ارتباط روحانیت و جوانان چیست؟
حوزه از نظر قدرت تبلیغی به حد نیازهای جامعه نرسیده است ولی در این سال های اخیر حرکت های بسیارخوبی صورت گرفته است و اگر ما یک نظام آماری داشتیم میزان سخنرانی های موفق طلبه های جوان در دبیرستان ها، هیئت ها، شهرستان ها و روستاها رو به افزایش است و این میزان با 10 سال قبل اصلا قابل مقایسه نیست. اما از آنجا که این اتفاقات در محیط های کوچکی صورت می گیرد خیلی رسانه ای نشده است اما اثر خود را می گذارد و در دراز مدت آثار آن را خواهیم دید
فعالیتهای ارزشمندی هم در زمینه تربیت نیروهای متخصص در امر تبلیغ انجام گرفته است که نتیجه آن افزایش حضور طلاب در آموزشهای مرکز تخصصی تبلیغ بوده است که نوید آینده بسیار بهتری را میدهد. معاونت تبلیغ حوزه فعالیتهای بسیار خوبی در اعزام حساب شده طلاب مبلغ انجام داده است که در کنار نهادهای دیگر تبلیغی تأثیرگذاریهای فراوانی به چشم میخورد اما نیازها بسیار بیشتر از اینهاست و کارهای انجام نشده فراوان.
برچسبها: پناهیان, حجاب, مد و فشن, امنیت اجتماعی
عفت از جمله کمالات نفسانی است که با غیرت همراه بوده و غیرت نیز با دارا بودن شریف ترین اوصاف نفسانی مقدمه ای در امر عفاف است.
آیت الله جوادی آملی در گفتگو با ستاد خبری جشنواره نور گفت: عفت هر کسی به اندازه غیرت اوست و عفاف خصلتی است که تنها مختص به زنان نیست بلکه مردان را نیز در بر می گیرد.
ایشان عفیف بودن در قرآن را از اوصاف اولیای الهی برشمردند و افزودند: در حدیثی از مولای متقیان علی(ع) مسئله عفت به اندازه غیرت هر کسی بیان شده است که اگر این حدیث تحلیل شود عناصر و محورهای جشنواره نور مشخص خواهد شد.
این عالم گرانقدر غیرت را غیرشناسی، غیرزدایی، غیرروبی و غیرپراکنی دانستند و گفتند:کسی که وارد حریم غیر شود و یا اجازه دهد غیر وارد حریم او شود اهل غیرت و عفاف نیست.
آیت الله جوادی آملی با اشاره به آیات نورانی قرآن مجید در خصوص عفاف و حجاب فرمودند: در قرآن مردم به عفاف دعوت شده اند و حق تعالی فرموده اگر تنگدستی لباس مناسب بپوش و فقر خود را علنی نکن، چرا که قرآن این عفت را که همان آبروداری و قناعت است می ستاید.
ایشان افزودند: عفت در قرآن، به فقرا، اغنیا، اوصیا و سرپرستان توصیه شده و به دنبال آن به حفظ حجاب تاکید شده است.
آیت الله جوادی آملی در حضور مسئولان برگزاری جشنواره "نور" تصریح کرد: مسئله حجاب در اسلام مسئله ای عفیفانه است نه عنیفانه و زن بسیار آسیب پذیر بوده و نباید با اجبار از وی حجاب خواست بلکه باید سطح آموزش را تعالی بخشید.
ایشان به مسئولین در خصوص امر به معروف و نهی از منکر یادآور شدند: زنان گل هایی لطیف هستند که با درختان مقاوم متفاوتند، بنابراین نیاز به آبیاری و مراقبت دارند و نباید با فشار و اجبار چیزی از آنها خواست بلکه باید از راه آموزش وارد شد تا شاهد رشد و تعالی آنها باشیم.
این عالم بزرگوار با اشاره به خطبه امیرالمومنین علی (ع) مردان و زنان پرهیزگار را انسان هایی قانع عنوان کردند و افزودند: پرهیزگاران کم حاجت و دور از زینت پروری هستند که این حجاب عفیفانه آنها اگر در اقتصاد نیز مورد توجه قرار گیرد دیگر سازمان ها هم عفیفانه خواهند شد. عالم گرانمایه، استقلال کشور را بر دو عنصر محوری "تلاش در توحید" و "قناعت در مصرف" که همان عفاف است دانستند و یادآور شدند: اگر می خواهید با شرف زندگی کنید، قانع باشید و اگر کشوری به این سمت حرکت کند عفیف و خودکفا خواهد شد.
آیت الله جوادی آملی درباره مسئله آموزش زنان در جامعه گفتند: زنان عفیف آموزش دیده در یک جامعه اسلامی باید به حدی باشند که دیگر زنان و دختران در مشکلات خود به آنها مراجعه کنند و این نیاز برای جامعه همانند نیاز به وجود بیمارستان ها و مراکز آموزشی مخصوص زنان، مورد اهمیت است و باید این علوم برای همه نسل ها حفظ شود.
ایشان ادامه دادند: هنگامی که حضرت زهرا(س) فرمودند"زینت زن این است که مرد او را نبیند و او هم مرد را نبیند" برای شرایط عادی است و امروز حاجت و اضطرار حکم می کند زنان ما آموزش دیده باشند.
عالم گرانمایه با اشاره به زندگی حضرت زهرا(س)، دوران حیات آن بزرگوار را سراسر علم آموزی و فهم دانستند و گفتند: پس از رحلت پیامبر(ص)، حضرت زهرا(س) با دریافت معارف غیبی، مصحف را برای علی(ع) املاء می فرمودند که ایراد خطبه فاطمه(س) نشانگر فهم آن حضرت است، همچنین آیه سوره زخرف نیز اشاره به همین امر دارد.
ایشان با بیان اینکه حجابی مناسب است که با عفاف نزدیکی داشته باشد، تصریح کرد: حجاب یعنی نه درون بیرون را ببیند و نه بیرون نظاره گر درون باشد چرا که حجاب یک طرفه، حجاب بی عفاف است و جوانان باید به غیرت و عفاف در عصر حاضر توجه ویژه داشته باشند.
دانلود 22 سخنرانی با موضوع " حجاب و آثار آن "
آیا احترام و کرامت زن برهنه ، بیشتر است یا پوشیده؟
میزان خشونت های جنسی و بیماری های جنسی در کدام حالت بیشتر است؟ زنان برهنه باشند یا پوشیده؟
آیا ارزش و کرامت زن به برهنه بودن آن است؟
آیا در جوامع غربی زن برهنه به عنوان یک وسیله و کالای جنسی معرفی نمی شود؟
آیا استحکام خانواده و آرامش فرزندان درجامعه پوشیده بیشتر است یا جامعه برهنه؟
آیا امنیت اجتماعی زن پوشیده بیشتر است یا برهنه؟
حجاب آزادی اجتماعی را بیشتر میکند یا کمتر؟
دانلود در ادامه....
نگاه اسلام به زن در کلام علامه طباطبائی
زنان در جامعه های قبایلی :
در ملتهای باستانی که روش اجتماعی آنها قانونی با دینی نبوده وتنها به آداب و رسوم قومی زندگی می کر دند زن انسان حساب نمی شد بلکه با او رفتار یک حیوان اهلی را می نمودند.انسان از نخستین روزی که حیوان اهلی را یکی پس از دیگری اسیر خود می ساخت و به تعلیم و تربیتش می پرداخت تا منافع خویش را تامین کند.و زن را نیز به همین ترتیب برای استفاده خود می خواست و زن را در جامعه نگاه می داشت و از وی دفاع می نمود و کسی که به او تجاوز می کرد مجازات می شد ولی نه برای اینکه انسان است و عضوی از جامعی حساب می شود.بلکه برای آن زنده بماند تا بازیچه شهوت مردان شود و برای اهل خانه یعنی مردان غذا تهیه نماید و در اقوام ساحل نشین ماهی شکار کند و در مواقع لزوم مخصوصا قحطی از گوشت وی تغذیه نمایند.زن در خانه پدر همین حال را داشت تا تحویل شوهر داده می شد ولی نه به انتخاب خودش بلکه به دستور پدر و آن نیز نوعی فروش بود نه ازدواج.زن در خانه پدرتابع پدر ودر خانه شوهر تابع شوهر وخداوند خانه می توانست آن را بفروشد یا ببخشد واگر از وی گناهی سر می زد حق داشت هر گونه مجازاتی را که صلاح بداند حتی کشتن را اجراء نماید.
زن در جامعه سلطنتی :
در جامعه متمدن سلطنتی مانند ایران وروم گرچه حال زن بهتر از جامعه های دیگر بود و بکی از مالکیت محروم نمی شد اما باز آزادی کامل نداشت سرپرست خانه ای که زن در آن زندگی می کرد مانند پدر برادر یا شوهر بر وی حکومت مطلق داشت که به هر کس که دوست داشت عقد ببندد یا عاریه دهد و... در بعضی کشورها زن خویشاوندی طبیعی نداشت و مردها با محارم خود ازدواج می کردند.روی هم رفته در این جامعه زن عضوی ضعیف و ناقص شمرده می شد و باید تحت سرپرستی مرد اراده می شد وهرگز استقلالی نداشت ومانند اسیر جنگی بود که تا آزاد نشده باید در بردگی دشمن بماند و زن هرگز امید آزادی نداشت.
زن در جامعه دینی :
در جامعه های دینی نه بیشتر از آنچه در جامعه های دیگر بود روی خوش به زنان نشان نمی دادند و حقوقی برای آنها قایل نبودند تورات فعلی یهود تلخ تر از مرگ معرفی نموده و از کمال نا امید می شمارد ودر مجمع جهانی فرانسه که چند سال پیش از بعثت پیامبر (ص) منعقد شد روحانیان مسیحی پس از برسی کامل حال زنان حکم صادر نمودند که زن انسان است ولی برای خدمت مرد آفریده شده.ودر همه جامعه ها فرزندان تابع پدر بودند نه مادر و پایه نسب از پدران درست می شد .نظر اسلام در خصوص زن :روزی خورشید اسلام در افق بشریت سر زد زن همان موقعیت داشت که اجمالا گفته شد.جهان آن روز در خصوص زن جز یک مشت افکار خرافی و نادرست چیز دیگری نداشت و مردم برای این طبقه حقی قایل نبودند.اسلام با تمام قوا با این افکار مخالفت کرده وبرای زن حقوقی را معین کرده :
1- زن یک انسان واقعی است و از یک جفت انسان نر ماده آفریده شده و خصایص ذاتی انسان را دارد و در مفهوم انسانیت مرد بر او امتیازی ندارد که خدای متعال می فرماید : ( یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثی)
2- زن مانند مرد عضو کامل جامعه است وشخصیت حقوقی دارد.
3- زن چنانچه خویشاوندی طبیعی دارد خویشاوندی رسمی قانونی نیز دارد.
4- دخترفرزند است چنانچه پسر فرزند است و در نتیجه ارث می برد.
5- زن استتقلال فکری دارد و می تواند در زندگی خود تصمیم بگیرد و در حدود شرعی به انتخاب خود شوهر کند.
6-مرد نسبت به زن حق هیچگونه تحکم و تعدی ندارد وهر تعدی که در مورد مردان قابل تعقیب است در مورد زن نیز قابل تعقیب است.
7- زن شخصیت معنوی دینی دارد واز سعادت اخروی محروم نیست نه آنچنان که غالب ادیان زن را مانند یک شیطان نومید از رحمت خدا می نماید.خدای متعال در کلام خود می فر ماید :( من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مومن فلنحیینه حیاة طیبة و لنجزینهم اجرهم باحسن ما کانو یعملون )( انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی )( یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر او انثی و جعلناکم شیوبا و قباثل لتعارفو ان اکرمکم عند الله اتقیکم )
منبع :کتاب آموزش دین (علامه سید محمد حسین طباطبائی)

امام خمینی(ره) :
«این وصیت نامه ها انسان را می لرزاند و بیدار میکند»
«و تو ای خواهرم : چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبندهتر است.» (شهید عبدالله محمودی)
«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادر سیاهتان و تقوایتان میکشید.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را میبینی و دشمن تو را نمیبیند.» (سردار شهید رحیم آنجفی)
«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.» (شهید محمد کریم غفرانی)
«از تمامی خواهرانم میخواهم که حجاب این لباس رزم را حافظباشند.» (شهید سید محمد تقی میرغفوریان )
«خواهرم: هم چون زینب باش و در سنگر حجابتبه اسلام خدمت کن.» (طلبه شهید محمد جواد نوبختی )
«خواهرم: حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلاممیزند.»(شهید بهرام یادگاری)
«تو ای خواهرم... حجاب تو کوبندهتر از خون سرخ من است.» (شهیدابوالفضل سنگتراشان)
«به پهلوی شکسته فاطمه زهرا(سلام الله علیها) قسمتان میدهم که، حجاب را حجابرا، حجاب را، رعایت کنید.» (شهید حمید رستمی)
«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سویمعنویت و صفا میکشاند.» (شهید علی رضائیان)
«از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا کهحجاب خونبهای شهیدان است.» (شهید علی روحی نجفی)
«مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم.» (شهید غلامرضا عسگری)
«خواهرم: زینبگونه حجابت را که کوبندهتر از خون من استحفظ کن.» (شهید محمد علی فرزانه)
« خواهران ما در حالی که چادر خود را محکم برگرفتهاند و خود راهم چون فاطمه و زینب حفظ میکنند... هدفدار در جامعه حاضرشدهاند.» (رییس جمهور شهید محمد علی رجایی)
حجاب فاطمی را پاس بداریم
حجاب یعنی به جای شخص، شخصیت را دیدن.
حجاب یعنی به همه ی نا محرمان و ظاهر بینان "نه" گفتن.
دختران و زنان شایسته با آراستن خویش به "پوشش اسلامی" بزرگترین معلمان اخلاق و پاکی و فضیلتند.
آنان که جسم خود را ارزشمندتر از آن می دانند که هر چشمی از آن بهره ببرد، بر مسند والای فضیلت نشسته اند.
حجاب، عفاف وشخصیت ومتانت زن را نمودار می کند و او را همچون مرواریدی گرانبها در بر می گیرد.
حجاب، سپری در برابر رهزنان گوهر عفاف است و موجب کمانه کردن تیر زهرآلود چشم ناپاکان.
حجاب آوای ملکوتی جمال طلبی معنوی زن است.
حجاب تلالو شبنم بر چهره ی زیبای گل است.
حجاب تضمینی برای تداوم خط زیبای شرافت است

اثرات حجاب
لزوم پوشیدگی زن در مقابل مرد، یکی از مسایل مهم اسلامی است که قرآن کریم نیز به آن اشاره کرده است. البته حجاب، قبل از اسلام در میان اقوام دیگر چون یهود، هندو، ایرانی و ... وجود داشته و اختصاص به اسلام ندارد. این دین مبین، تنها برای آن مرز معین کرده است. اقوام گوناگون از گذشته های دور نظرات مختلفی پیرامون مساله حجاب داشته اند. گروهی زن را به شدت محصور کرده و بعضی نیز، حجاب را مایه اسارتش دانسته اند. کتاب تاریخ تمدن در این باره می گوید: «اگر زنی با هر گروه از مردان سخن می گفت و درددل می کرد؛ یا صدایش آن قدر بلند بود که چون در خانه سخن می گفت همسایگان می شنیدند؛ شوهرش حق داشت بدون پرداخت مهریه او را طلاق دهد».
در ایران باستان، زنان نسبت به پدر و برادر خود نامحرم بودند. شاید در اینجا این سؤال مطرح شود که پوشش و حجاب از کجا آمده؟ آیا مردان آن را بر زنان تحمیل کرده اند یا اینکه زنان با میل خودشان انتخاب کرده اند؟ نظر دوم منطقی تر است. زیرا زنان با وجود اینکه خود را در مقابل مردان ضعیف می دیدند؛ اما جمال و زنانگی، قوت و قدرت دیگری به آنها بخشید. لذا فهمیدند اگر بدون حجاب باشند طعمه اقویا خواهند شد و تنها با حجاب است که می توانند از چنگال ایشان رهایی یابند و تنها آنها را عاشق خود نموده اما نگذارند به راحتی به عشق خود برسند؛ مگر با رسوم خاص و این خود باعث عزت بیشتر زن و محدود نگه داشتن قدرت مرد بود. پس با حجاب خود را از مهلکه شهوترانی مردان دور نگه داشتند. اما چرا اسلام بر مساله حجاب مهر تایید زد؟ در پاسخ باید به چند علت اشاره کرد:که در بخشهای دیگر این وبلاگ آنرا خواهید دید.
















